{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تفسیر نمی خواهد ....

تفسیر نمی خواهد ....
چشمان تو قرآن است ...!

شاید خمِ ابرویت ...؟
محراب پریشان است ....

لب را ....
که تو بگشایی ...؟

انگار خدا خندید❤ ️
دیدگاه ها (۳۸)

پدری بود که دخترشو می خواست بفروشه یه روز دختره فرار میکنه و...

پدری بود که دخترشو می خواست بفروشه یه روز دختره فرار میکنه و...

تفسیر نمی خواهد .... چشمان تو قرآن است ...! شاید ...

ای کاش...!!!کمی لحظه ها...میفهمیدندکه...بدون تو...لحظه ای در...

پریشان می‌کند احوالِ   ما را موجِ گیسویت       نمیدانی چِه ز...

زیرکی گفتم ز این احوال زیر لب خندید و گفتصد روزی بود عجب کار...

مگر چشمانِ تو چه فرقی داشت... که هر بار نگاهت کردم، دلم آرا...

عاشقانه های شبنم

ای در آغوش تو آرام ترین خواب جهانچهره ی ماه تو در چشمه ی مهت...

💥☘💥☘💥☘💥☘💥☘💥☘از پاهایی که نمی توانند تو را به سمت ادای نماز ب...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

شاید دیدن این پست اتفاقی نباشه…شاید خدا خواسته همین الان این...

انگار خـــــــدا تو صداشون کدئین تزریق کرده …با آدم که حرف م...

‌‌⚪️ اگر #حجاب فقط یک تکه پارچه بود، چرا خداوند این‌همه دربا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط