{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب مدیر ساختمون اومده بود دم در خونه

دیشب مدیر ساختمون اومده بود دمِ درِ خونه،

با بابام کار داشت!بابام رفت جلوی در،منم صدای آهنگو زیاد کرده بودم!

یهو بابام داد زد:

اون لامصبو خفه ش کن ببینم این چه گهی میخوره آخه!

هیچی دیگه داریم دنبال خونه میگردیم الان 😐😂😂


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌😎 😜
شااد باشید😻
دیدگاه ها (۱)

حرفی برای گفتن باقی نذاشت 😮👌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

از مصیبتای روشن کردن بخاری های قدیمی😂‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

تعداد بچه که بره بالا این چیزا طبیعیه😄پسرش کله اش رو میخارون...

خیلی به باباها نمیشه اعتماد کرد😂 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

عشق خیانت انتقام

رمان عشق من واقعیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط