درد تنهایی!
درد تنهایی!
آدم که غمگين مي شود
خودش را جدا مي کند از جمع
که مبادا آسيبي به خوشي هاي ديگران بزند
مورد فراموشي قرار مي گيرد
و تنها تر و تنها تر مي شود
آنچنان در تنهايي خود غرق مي شود
که ديگر با هيچ تلنگري بر نمي خيزد
و اين آغاز تلخ يک پايان است
آدم که غمگين مي شود
خودش را جدا مي کند از جمع
که مبادا آسيبي به خوشي هاي ديگران بزند
مورد فراموشي قرار مي گيرد
و تنها تر و تنها تر مي شود
آنچنان در تنهايي خود غرق مي شود
که ديگر با هيچ تلنگري بر نمي خيزد
و اين آغاز تلخ يک پايان است
- ۳۴۹
- ۱۱ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط