{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد: صد بار نگفتم وقتي من نيسم نرو بيرون ! ها‌ ؟؟زن : غلط

مرد: صد بار نگفتم وقتي من نيسم نرو بيرون ! ها‌ ؟؟زن : غلط كردم ! گه خوردم ! توروخدا نزنمرد : چرا تيليفون همش اشغاله ؟! با كي لاس ميزنيعوضیزن : به خدا اگه اين تلفن نباشه از تنهايي دق میکنممرد : به چپم كه دق ميكني ! خودت بميري چه بهتر ، خونت هم نمیوفته گردن ما..!!زن : خدا ! منو بكش راحتم كن مرد : از صب تا شب جون ميكنم كه يه لقمه نون بيارم تو اين خونه ! نميشه يه شب نشاشي تو اعصاب ما ؟؟!! ها نميشه ؟زن : به خدا ديگه نميتونم ... ديگه بسه ... ميرم خونه بابام.مرد : اي شاشيدم تو صفحه اول شناسنامه بابات…
دیدگاه ها (۵)

یک سگ زیادی ولگرد

خابببب بریم پارت یک اول شرایط 30تا لایک و 10تا کامنت و 3تا ب...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

true Love②⓪شبتهیونگ خونه ی خودم بودم صدای در رو شنیدم.. سونگ...

part6:جیمین گوشی رو داخل دستش گرفت و با گرفتن شماره ی هوسوک ...

سناریو

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط