عاشق پیانوبود
عاشق پیانوبود
ولی هیچوقت نتونست یادبگیره
میگفت دوست دارم توواسم بزنی
میزدم
هرروز
یک ساعت تمام
میومدکنارم
سرشومیزاشت روشونم
تموم که میشدمیدیدم خوابش برده
ومن عاشق اون لحظه بودم که بایدبغلش میکردم ومیبردم روتخت
همیشه بوی گل میداد
بعش میگفتم خانوم گلی
یه روزگل پُرمرد
چشاش دیگه بازنشد
بعداون من موندم وپیانوقطره های خونی که نذاشت بازشه
ولی هیچوقت نتونست یادبگیره
میگفت دوست دارم توواسم بزنی
میزدم
هرروز
یک ساعت تمام
میومدکنارم
سرشومیزاشت روشونم
تموم که میشدمیدیدم خوابش برده
ومن عاشق اون لحظه بودم که بایدبغلش میکردم ومیبردم روتخت
همیشه بوی گل میداد
بعش میگفتم خانوم گلی
یه روزگل پُرمرد
چشاش دیگه بازنشد
بعداون من موندم وپیانوقطره های خونی که نذاشت بازشه
- ۷۲۶
- ۳۰ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط