{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیدارم کن

بیدارم کن
از این خوابِ بی نهایت سیاه
که سکوتش
تا مغزِ استخوانِ سمعک ها تیر می کشد
نه دری به سمتی
نه پنجره ای به آسمانی باز می شود
تا لااقل به پرواز فکر کنم
اینجای خواب به مرگ شبیه است
به حسِ پرنده هایی که از لبِ پرتگاه پر می زنند
و فراموش کرده اند
بالهایشان را قبل از خواب جا گذاشتند
چشم
چشم را نمی بیند
صدا به صدا نمی رسد
که صدایت کنم
که بغلم کنی
نه!
مرا به یک پنجره معرفی کن
یا بالهایت را قدِ یک شب به من قرض بده
تا صبح ابرها بالهایت را بیاورند
من باید از این خواب بروم
دیدگاه ها (۱)

سفیر کبیر Grand Ambassador

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "10" "ویو جئون آنجلینا" ...

ℳ𝒴 𝒸ℎ𝒶𝓇𝓂𝒾𝓃ℊ 𝒹ℯ𝓋𝒾𝓁𝓈ℯ𝒶𝓈ℴ𝓃:1𝒫𝒶𝓇𝓉:16ا/ت با وحشت برگشت سمت پنجره....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط