{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
کنار لب های تو
ملکوت را به آغوشم دعوت کردم
به اندامم سوگند
به گیسوان بلندم
به لب های خونینم
به دستهایم سوگند
وقتی تو را در آغوش کشیدم
شیطان را فریب دادم
شیطانی که مقابل عریانی ام سجده کرد
و دیگر شیطان مقرب شد در این درگاه

به آغوشم بیا
این جا حریم امن یک هم آمیزی همیشگی ست
می خواهم با صدای خودت بخوانی
خودت را به آغوش من
دیدگاه ها (۹)

میان خورشید‌های همیشهزیبائی تولنگری‌ستخورشیدی کهاز سپیده‌دم ...

بہنام صفوے.......... اسمے کھ از دیشب شِنیدَن مُکررش عجیب باع...

درود دوستان صبح تون لبریز عشق و آرامش

.تو لیلی نیستیمن امامجنون حرف هات می شومدیوانه ی دست هاتمبهو...

پارت آخر | پایانی که ادامه دارد:) چند ماه بعد...بالاخره روزی...

فیک : بین راندها

کنار لب های توملکوت را به آغوشم دعوت کردمبه اندامم سوگندبه گ...

کنار لب های توملکوت را به آغوشم دعوت کردمبه اندامم سوگند،به ...

به اندامم سوگندبه گیسوان بلندمبه لب های خونینمبه دستهایم سوگ...

به آغوشم بیااین جا حریم امن یک هم آمیزی همیشگی ستمی خواهم با...

ڪنارلبهــای تــو ملڪوت را بـه آغوشـم دعـوت ڪردم بـه اندامـم ...

به اندامت سوگندبه گیسوان بلندتبه لب های خونینَتبه دستهای کشی...

#دوستت‌دارم‌نترس... گفتی: «می‌ترسم از احساسات طوفانی و وحشی‌...

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط