{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

^____^ "آخر جای ما حسرت هایمان همدیگر را در آغوش میکشند"

^____^ "آخر جای ما حسرت هایمان همدیگر را در آغوش میکشند"

اما نگذار

از هم آغوش بودن و در کنار هم بودنشان میترسم

اگر قدرتشان بیشتر از زور و بازوی ما شود

جدا کردنشان کار ما نخواهد بود و آن دو حسرت

جای واقعیت هم آغوشی مارا

خواند گرفت

شتاب کن و به پایان حسرت ها

و آغاز بوسه ها

و آغوشهایمان فکر کن^___^
دیدگاه ها (۷)

خدایا...خیلی هادلمو شکستن;دیگه تحمل ندارم!شب بیا باهم بریم س...

به عصاى"خاطراتت" تكيه ميزنم، تا از ناتوانى"دوريت"ازپای نيفتم...

باران همیشه میبارد... ولی مردم ستاره را بیشتر دوست دارند... ...

ﺧــــﻤــــﺎﺭﯼ " ﻧـــﺒـــﻮﺩﻧﺖ " ﺭﺍ ﻣـــــﯿﮑﺸﻢ . . ﺍﻣـــــﺎ " ...

فیک : بین راندها

چندپارتی‌&جین&وقتی:``بازیگر‌ هستی‌ ولی قولی که بهش داده‌ بود...

فیک : بین راندها

007-آلما ویسکی - پارت ۳۲

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓‌Part 26چند روز از آخرین درگیری گذشته بود.برای اول...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

"آخر جای ما حسرت هایمان همدیگر را در آغوش میکشند"اما نگذاراز...

"آخر جای ما حسرت هایمان همدیگر را در آغوش میکشند"اما نگذاراز...

"آخر جای ما حسرت هایمان همدیگر را در آغوش میکشند"اما نگذاراز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط