{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میترسم دنیا به پایان برسد و من در چشم تو

میترسم دنیا به پایان برسد و من در چشم تو

 

جایی نداشته باشم .

 

میترسم کلمات نتوانند شوق مرا

 

به تو توصیف کنند .

 

میترسم کبوترانی که به سمت تو

 

پرواز میدهم نارسا باشند .

 

شب طولانی شده است و تا چشمان تو هست

 

آفتاب جرات برآمدن ندار ...

 

( نگاهم کن تا مثل صبح نورانی شوم
دیدگاه ها (۳)

سناریو تهیونگ

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۱ شب‌های شهر «برلنت...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

مرد بی رحم

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊³اگر همه جا تاریک بود، دوباره بنگر شاید نور، خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط