{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت, منم

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت, منم
این چنین عشق تو در سینه نگهداشت, منم
.
آنکه در ناز فرو رفته و شاداب ,تویی
آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت ,منم
.
آنکه هرگز نگشود دفتر احساس, تویی
آنکه رویای تو را خاطره پنداشت, منم
.
آنکه کافر به دل مومن من بود, تویی
آنکه هر شعر تو را معجزه انگاشت ,منم
.
آنکه بر سینه ی من خنجر غم کوفت, تویی
او که قامت به قد تیر برافراشت ,منم
.
او که در باغ غزل گشت و خرامید, تویی
او که یک بوته در این باغچه نگذاشت, منم
.
او که عاقل شد و راه خِرَدش جست ,تویی
آن که در مزرعه اش بذر جنون کاشت, منم
دیدگاه ها (۴)

در سرم باش و بیا یکسره سرسام بدهقدری از باده ی ته مانده در آ...

دلم یک کلبه می خواهد کنار چشمه پُر آبیه شومینه، پُر از آتش، ...

یک نفر آمد به لبخندی سکوتم را شکستیک نفرآهسته آمد ، پای فردا...

من به بند تو اسیرم تو زمن بی خبری؟آفرین! معرفت این است که ز ...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماین چنین عشق تو در سینه نگهد...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منم ...این چنین عشق تو در سینه ...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماین چنین عشق تو در سینه نگهد...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماینچنین عشق تو در سینه نگهدا...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماینچنین عشق تو در سینه نگهدا...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماینچنین عشق تو در سینه نگهدا...

‌ آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماین چنین عشق تو در سینه نگ...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماین چنین عشق تو در سینه نگهد...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماین چنین عشق تو در سینه نگهد...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماین چنین عشق تو در سینه نگهد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط