{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدم تو خواب وقت سحر ,

دیدم تو خواب وقت سحر ,
شهزاده ای زرین کمند......

نشسته بر اسب سفید,
می اومد از کوه و کمر.....

می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش,
می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش....

کاشکی دلم رسوا بشه دریا بشه این دو چشم پر آبم,
روزی که بختم وا بشه پیدا بشه اون که اومد تو خوابم.....

شهزاده ی رویای من شاید تویی,
اون کس که شب در خواب من آید تویی تو.....

از خواب شیرین ناگه پریدم,
او را ندیدم دیگر کنارم به خدا.....

جانم رسیده از غصه بر لب,
هر روز و هر شب در انتظارم به خدا......

دیدم تو خواب وقت سحر,
شهزاده ای زرین کمند......

نشسته رو اسب سفید,
می اومد از کوه و کمر......

می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش,
می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش .....
دیدگاه ها (۱۱)

بیا برگرد از این رفتن به آغوش تو محتاجم, با این احساس مشکوکم...

تو را دوست میدارم..... تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام ...

یه روزی گله کردم من از عالم مستی , تو هم به دل گرفتی دل ما ر...

نه من عوض شدم نه تو ,چی بین ما عوض شده...... دیگه فضای عشق م...

خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زدنیامدی که ببینی دلم چه پر می‌زدب...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

ناپلئون گمشده(فصل اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط