{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر روز می پرسی که : آیا دوستم داری ؟

هر روز می پرسی که : آیا دوستم داری ؟
من جای پاسخ بر نگاهت خیره می مانم
تو در نگاه من ، چه می خوانی ، نمی دانم
اما به جای من ، تو پاسخ می دهی : آری
ما هر دو می دانیم
چشم و زبان ، پنهان و پیدا ، رازگویانند
وآنها که دل به یکدیگر دارند
حرف ضمیر دوست را ناگفته می دانند
ننوشته می خوانند
من « دوست دارم» را
پیوسته در چشم تو می خوانم
نا گفته می دانم
من آنچه را احساس باید کرد
یا از نگاه دوست باید خواند
هرگز نمی پرسم
هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری
قلب من و چشم تو می گوید به من : آری
دیدگاه ها (۱)

این قهوه هم سرد شد، حتما باز هم پشت آن ترافیک همیشگی گیر کرد...

هیچکس آنقدر فقیر نیست که نتواند نگاهی مهربان را به دیگران هد...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

تست عضوگیری برای تیم گلومدیا ~

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط