نگذار هرکس که آمد و ماندنی نشد تو را ، دلت را ،
نگذار هرکس که آمد و ماندنی نشد تو را ، دلت را ، صداقتت را با خودش یدک بکشد... که هروقت از سرِ بی حوصلگی ، از سرِ نبودنِ آرامشی، آمد و سراغت را گرفت ، حالت را پرسید ، دلت را قل قلک داد و باز رفت ، تو بمانی و دنیایی اشک... تو بمانی و چرا و اما و اگر ... آنکه میرود باید می رفته ... اصلا برایِ رفتن آمده بود ... تو هم برو ... تو هم خودت را از لحظه هایش که هیچ ، از فکرش هم بگیر
- ۴۱۸
- ۲۷ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط