{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من دلم خواست که نازت بِخرَم حرفی هست

من دلم خواست که نازت بِخرَم حرفی هست
تا شوی رونقِ شام وُ سَحرَم حرفی هست
نذرِ دل بود غرورم کفِ پایت اُفتد
پرده‌یِ صبر به پیشت بِدَرَم، حرفی هست
از بخارایِ دلم سینه ‌کِشان می‌آیم
بر سمرقندِ لبت جان سِپُرَم حرفی هست
من دلم‌خواست تو را مجنون وُفرهاد سازم
خود که لیلی ‌تر وُ شیرین ترم حرفی هست
من دلم‌خواست که عا شق بِشوم دَندَم نرم
آبروازدلِ شیدا بِبرَم حرفی هست...
دیدگاه ها (۱۳)

بی‌تو این دیده کجا میل به دیدن داردقصه ی عشق مگر بی تو شنیدن...

گر باده حرامست، به فردوس چرا هست؟آن ساغر کوثر به که گویند و ...

میتوانم رد پایت را بگیرم عشق مندر خیابان دستهایت را بگیرم عش...

همه ماندند و تو رفتی به سفر اما منبسته‌ام بارِ سفر در پیِ تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط