{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من دلم خواست که نازت بِخرَم، حرفی هست؟!

من دلم خواست که نازت بِخرَم، حرفی هست؟!
تا شوی رونقِ شام وُ سَحرَم، حرفی هست؟! نذرِ دل بود غرورم کفِ پایت اُفتد
پرده‌یِ صبر به پیشت بِدَرَم، حرفی هست؟! آنچنان در بغلت محو شَوم، گُم گردم
تا نیابد کسی از من اثرم، حرفی هست؟! من دلم‌خواست که عاشق بِشوم، دَندَم نرم!
آبرو از دلِ شیدا بِبرَم، حرفی هست؟! . .
دیدگاه ها (۲)

دلم را برده اما دل رُبایی را نمی داندکسی را می پرستم که خدای...

بیا تقسیم کن این فرصت ِ دیدار را با منبغل کن زیر ِ باران عطر...

NHلامُروّت،شانه هایت دردِ بی درمانِ کیست*چشمهایِ لوطی ات،در ...

NHاین روزها که می‌گذرد، جور دیگرمدیگر خیال و فکر تو افتاده ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط