{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر برای حل مسئله رفت پای تخته، لبه چادرش روی زمین کشیده

دختر برای حل مسئله رفت پای تخته، لبه چادرش روی زمین کشیده میشد. پسر یه چشمک به دختر پشت سری انداخت و با نیشخندی گفت :بچه ها به نظافت چی بسپریم دیگه لازم نیس امروز کلاسو جارو کنه (خنده کلاس)
دختر خیلی آروم وجدی برگشت گفت :پس کی میخواد تو رو جمع کنه.
دیدگاه ها (۶)

بعضی از مذاهب شهادت مادرم زهرا رو دروغ میدوننپهلوی بشکسته ما...

دوباره بغض حسن با حسین می گیردو جای خالی مادر به خانه می پیچ...

چه كسی بود صدا زد : ؟؟؟؟ آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ مادر...

آن طرف سیاهی من پیداست روی بام گنبدی كاهگلی ایستاده ام شبیه ...

P3. . MY GOOD MISTAKE.

{استاد جدید} پارت پنجم | پایانصبح روز بعد...ات با خیال راحت ...

چند پارتی جونگ کوک

ترس شیرین pt 42-چرا همون موقع که گفتم نرفتی +برای اینکه ...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 7ویو ات:روز دوم مدرسه بود و من از هم...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 2 | اولین روز دانشگاهصبح سئول با صدای زنگ گوشی...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇14ویو نامجون:صبح مثل همیشه وارد کلاس ...

《تکپارتی》......بارون اروم اروم میبارید. ا.ت از صبح زود بیدار...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇22ویو هویج:بعد از اون روز، ات سعی کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط