{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی ات به کوک مشت میزد . به عضله هاش دستاش درد می گرفت .

وقتی ات به کوک مشت میزد . به عضله هاش دستاش درد می گرفت . کوک ات بلند کرد گذاشت روی گردنش
ات. کوک میدونی یعنی چه( با حالت کیوتی )
کوک. چیه عشقم
ات. مثلا یک چیز سنگی رو بشکنی
کوک. خب
ات. آنوقت توش طلا باشه .برای خودت ورش میداری
کوک. آره
ات. پس خیلی مفت خو.ری
کوک. خودت چی آنوقت اگر من طلا وردارم طلاقش رو میدم به تو
ات. پس تو از پس که پول نداری برای من طلا شیک بخری اینا رو می یاری نه
کوک. نه بابا................
دیدگاه ها (۰)

دروغ نگو جونگ کوک کوک. دروغ نمیگمات. کوکو کوک. جان کوکو ات. ...

۲۰دقیقه بعد زمان حال نویسنده گارسون برای ات و کوک سفارشون رو...

فیک جونگ کوک فصل .۲پارت‌. ۳۰

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۵«مهمان ناخوانده» 👤🔥صدای قدم‌ها توی ر...

🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۵«مهمان ناخوانده» 👤🔥صدای قدم‌ها توی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط