{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه آن کس که درین دیر مکان می خواهد

گاه آن کس که درین دیر مکان می خواهد
یک گنه کار فراریست امان می خواهد
گاه آن کس که به رفتن چمدان می بندد
رفتنی نیست، دو چشم نگران می خواهد
قصه ی دست من و موی تو هم طولانیست
وصف آن بیشتر از عمر زمان می خواهد
عاشقی بار کمی نیست کمر می شکند
خود کشی کار کمی نیست توان می خواهد
چشم من گاه در آیینه تو را می بیند
هر که هر چیز که گم کرده همان می خواهد
این که هر کار کنم باز کمت دارم را
عقل پنهان شده و قلب عیان می خواهد
بر سر عهد گران هستم و تنها ماندم
کار سختیست ولی قلب چنان می خواهد
دیدگاه ها (۳)

"می بخشم"!!"کسانی" را کههر چه "خواستند"با"من"با "دلم"با "احس...

از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته امبی هوایت کنج پستوهای غم یخ...

در نگاهت رنگ آرامش نمایان می شودآه می ترسم که دارد باز ط...

ساختم با آتش دل لاله زاری شد مراسوختم خار تعلق نوبهاری شد مر...

𓋜 𝐼𝑑𝑒𝑎زمانی که پیمان‌نامه‌های قدیمی با خونِ اسلاف نوشته شدند...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۱ صبح زود، ساختمان ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط