{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مداد رنگیها مشغول بودند به جز مداد سفید

مداد رنگیها مشغول بودند به جز مداد سفید

هیچکس به او کار نمیداد ، همه میگفتند: تو به هیچ دردی نمیخوری، یک شب که مدادرنگیها توسیاهی شب گم شده بودند، مداد سفید تا صبح ماه کشید مهتاب کشید و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچکتر شد صبح توی جعبه مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پرنشد.
به یاد هم باشیم شاید فردا ما هم درکنارهم نباشیم…❤
دیدگاه ها (۵)

🧁 پارت بیست و یکم | سورپرایزی که همه همدستش بودنددو روز بعد....

️مداد رنگیها مشغول بودند به جز مداد سفیدهیچکس به او کار نمید...

مداد رنگیها مشغول بودندبه جزمداد سفید، هیچکس به اوکار نمیداد...

مداد رنگیها مشغول بودندبه جزمداد سفید، هیچکس به اوکار نمیداد...

مداد رنگیها مشغول بودندبه جزمداد سفید، هیچکس به اوکار نمیداد...

مداد رنگیها مشغول بودندبه جزمداد سفید، هیچکس به اوکار نمیداد...

مداد رنگیها مشغول بودندبه جزمداد سفید، هیچکس به اوکار نمیداد...

مداد رنگیها مشغول بودندبه جزمداد سفید !هیچکس به اوکار نمیداد...

مداد رنگیها مشغول بودندبه جزمداد سفید، هیچکس به اوکار نمیداد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط