{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از جنگل

از جنگل

به کارگاه چوب بری رفتند

صندلی ، نیمکت ، میز

آنکه عاشق تر بود

پنجره شد ..

#حمید_جدیدی
https://t.me/iiheartt
دیدگاه ها (۱)

کاش دست هایت گناه بودگردن میگرفتم ..#رسول_ادهمیhttps://t.me/...

از منتنهاتو مانده ای ..#شمس_لنگرودیhttps://t.me/iiheartt

دلتنگ که شدیمیفهمیشبآغاز دردی ست بی درمان ..#لیلا_مقربیhttps...

من معجزه رافردی مینامم که می‌شوددر آغوشش عالم و آدم را از یا...

I want to kill you !Oh, darling I didn't know how much you l...

پارت (۲)میا: رفتم داخل دیدم پشت به من رو تختش. نشسته و با چ...

زندگی تباه منفصل دوم&۱۱( نائه از خستگی به خواب رفت و کنار هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط