{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از بار اومدیم بیرون و به سمت انباری رفتین هاگرید یک چتر ک

از بار اومدیم بیرون و به سمت انباری رفتین هاگرید یک چتر که بنظرم چوب دستیش بود در اورد و به چند اجر ضربه زد.اجر ها کنار رفتند و من بایک جای شلوغ پر از مغازه روبه رو شدم
طبق نامه باید وسایل میخریدم.(کاترین همه چیز رو میگیره و فقط چوب دستی میمونه)
هاگرید:تو برو داخل مغازه ی الیوندر،اونجا چوبت رو بخر.کاترین سر تکون داد و رفت داخل پشت میز یک مرد پیر داشت کتاب می‌خواند.کاترین: ببخشید ،اقای الیوندر؟
الیوندر:به دخترم،چه کمکی از من بر میاد
کاترین:من یک چوب دستی میخوام
الیوندر:حتما،ولی اسم کاملت چی؟
کاترین:کاترین ریدل
الیوندر بدون هیچ ریکشنی رفت و از طبقه بالا یک جعبه آورد درش رو باز کرد
الیوندر:برش دار و به یک جهت تکونش بده
کاترین هم همین کار رو کرد و موفقیت امیز بود
چوب رو گرفت و با هاگرید سمت مترو قطار رفتن
کاترین وسایلش رو گرفت و همینطور بلیط رو
ولی هاگرید گفت که کار مهمی دارد و رفت
عجیب بود سکوی 9¾ کجا بود از هر کی پرسیدم
مسخرم کرد با خودم گفتم اگر سکوی نه رو برم شاید بشه رفتم سمت سکو که یک خانواده ویک پسر مو سیاه رو دیدم و رفتم سمتش
کاترین:سلام من کاترینم میشه بهم بگی چطور برم یه سکوی ۹¾؟
هری:منم نمیدونم ولی باید از این خانوم بپرسیم
کاترین:پس صبر کن
کاترین رفت سمت خانمه
ببخشید خانم چطور باید وارد سکو بشیم
ویزلی:فقط کافیه بری تو اون ستون ولی چون اولین بارت هست بهتره سمتش بدوی
کاترین:خیلی مچکرم خانم
کاتری به سمت سکو دوید و با هری وارد شد
و سوار قطار شدن کاترین رفت سمت یک کپه
خالی و وسایلش رو گذاشت و تنهایی شروع کرد به خواندن یک کتاب.چند لحظه بعد در کپه باز شد
؟:میشه اینجا بشینم کاترین
کاترین:البته...صبرکن از کجا اسمم رو میدونی
میتو:نا سلامتی عموتم،من میتو هستم میتو ریدل،گرفتی؟
کاترین:عمومی؟چه خوب
که بعدش دباره در کپه باز شد
دراکو:میشه اینجا بشینم؟
کاترین سرتکون داد
از این جا دیگه هیچ بحثی شکل نگرفته
تا رسیدن هاگوارتز،و پیاده شدم
(اتماقات داخل فیلم و در اخر اسم کاترین صدا میشه)
مگ گوناگال:کاترین مارولو ریدل
کاترین رفت روی صندلی
کلاه:جالبه افکارت روشنه ولی میتونی همه رو به بد بختی بکشونی،مهربونی اما خشنی
پس....اسلیترین.
میز اسلیترین ها شروع به دست زدن کردن.
رفتم و بین میتو و مالفوی نشستم
میتو:میدونی،از این سال به بعد بیش خودم زندگی میکنی.دوتا ریدل تو یک خونه.
کاترین:حتما!
مالفوی:والبته داخل گروه ما.
کاترین:من تازه اومدم ولی خیلی خوش رفتارید
مرسی.
اون شب گذشت کاترین داخل خواب گاه با دو نفر به نام الیزابت و مارگارت آشنا شد.
پایان پارت.
اسلاید ۲:چوب دستی کاترین.
اسلاید۳:خود کاترین.
دیدگاه ها (۴)

درخواستی بدید بنویسم

فردا کلاس پرواز داشتم و پرفسور هوچ بهمون یاد داد چطوری جارو ...

هاگرید:خب میای مدرسه؟کاترین:اما من که جادو گر نیستم.هستم؟هاگ...

امروز تولد ۱۱ سالگی من بود ولی کسی نبود که بهم تبریک بگه( ال...

۴۰ تایی شدنمون هم مبارککککتونستم گوشیم رو بگیرم(مثل خر درس خ...

P3در اتاقم زده شد . کتاب معجونهارو بستم و به سمت در رفتم . ل...

SCHOOL LOVE #1#Catrineامروز روز اول مدرسه بود لباسم رو پوشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط