{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیایمن

#مافیای_من
پارت⁶:

ویو ا.ت:
در خواب شیرین بودم که کسی در زد...
آجوما: ا.ت ارباب شما رو صدا زدن
ا.ت:الان میرم پیششون(کمی خواب آلود)
پاشدم رفتم لباسم رو عوض کردم و رفتم پیش ارباب و در زدم
تق تق (صدای در زدن)
کوک: بیا تو
ا.ت: صبح بخیر ارباب
کوک: صبح تو هم بخیر، برو حاضر شو تا دیر نرسی
ا.ت: چشم ارباب ولی به کجا دیر نرسم؟
کوک: مگه امروز دانشگاه نداری؟
ا.ت: بله دارم
کوک: خب دیگه ، برو حاضر شو و به راننده گفتم که تو با برسونه و از این به بعد هر جا که خاستی با اون ماشین و با همون راننده میری و میای و بدون اجازه من هم جایی نمیری ، مفهوم شد؟
ا.ت: بله ارباب و ممنون،  با اجازتون برم حاضر بشم
کوک: میتونی بری

ویو ا.ت:
زود از اتاق زدم بیرون و رفتم اتاق خودم و لباس فرم هام رو پوشیدم که دیروز تو کمدم دیده بودم رو پوشیدم و کتابام رو گزاشتم تو کیفم و رفتم پایین

ویو جلوی در خروج:
راننده: خانم ا.ت اگه آماده شدید بریم
ا.ت: بله من حاضرم میتونیم بریم

الان ویو جلوی دانشگاه:
از زبان ا.ت:
رسیدیم جلوی دانشگاه و پیاده شدم و رفتم و وارد حیات مدرسه شدم و ماریا رو دیدم
ا.ت: ماریااااااااااا
ماریا: وای دختر چقدر نگرانت شده بودم
(هم رو بغل میکنن)
ا.ت: وای منم ، میگم اون آقا اذیتت نمیکنه؟
ماریا: نه بابا تو چی ، هنوز من رو آجوما بیدار کرد و رفتم پیش ارباب و بهم گفت برم حاضر شم برم دانشگاه اونم با راننده و یه ماشین خوشگل، تو  چی تورو اذیت نمیکنه؟
ا.ت: نه جانم اتفاقا ارباب بهم گفت بیام دانشگاه خیلی باهام خوبه و دیروزم براش قرمه سبزی درست کردم، خب دیگه بیا بریم سر کلاس

ادمین: بعد از چند ساعت کلاس تموم شد و ا.ت و ماریا رفتن حیاط دانشگاه که دو نفر اومدن سمت ا.ت و ماریا که کل دختر و پسر های دانشگاه از جذابیت این دو محو شده بودن بله اون دو نفر.....
تهیونگ-کوک: خسته نباشید
ا.ت. و ماریا تعظیمی کوتاه کردن و.....
ا.ت: ارباب شما اینجا چیکار میکنید؟
تهیونگ: به جای راننده ها خودمون اومدیم دنبالتون
کوک:بیاید بریم و ناهار هم مهمون من
ا.ت-ماریا: آخ جون

ویو رستوران فوق لوکس:



خب این پارت تا ایجا بود ، امیدوارم خوشتون بیاد و اگه درخواستی داشتین بگید چه چند پارتی یا تک پارتی باشه و چه سناریو ولی این پارت شرط داره😁
شرط: ۵ درخواستی
ILOVE YOU ARMY ❤💜
دیدگاه ها (۸)

سناریو درخواستیوقتی گشنمته و میری آشپزخونه و هیچی پیدا نمیکن...

سناریووقتی بارد.اری و خوانواده شون میگه ما پسر می‌خواستیم نه...

تولدت هزاران بار مبارک باشه امیدوارم که همیشه خنده های لثه ا...

سه تا جک که باید با این ها به مسیر خودمون ادامه بدیم

عشق شعله ور یک مافیا

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط