{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حمید مصدق : { تو به من خندیدی و نمی دانستی ... من به چه د

حمید مصدق : { تو به من خندیدی و نمی دانستی ... من به چه دلهره از باغچه همسایه ... سیب را دزدیدم ... باغبان ازپی من تند دوید ... سیب را دست تودید ... غضب آلود به من کرد نگاه ... سیب دندان زده ازدست تو افتاد به خاک ... و تو رفتی و هنوز ... سالهاست که در گوش من آرام آرام ... خش خش گام تو تکرار کنان ... می دهد آزارم ... و من اندیشه کنان غرق در این پندارم ... که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت...}
فروغ فرخزاد : { من به تو خندیدم ... چون که می دانستم... تو به چه دلهره از باغچه همسایه ... سیب را دزدیدی ... پدرم از پی تو تند دوید ...و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه ... پدر پیر من است ... من به تو خندیدم ... تا که با خنده تو ... پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم ... بغض چشمان تو لیک ... لرزه انداخت به دستان من و .. سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک ... دل من گفت: برو ... چون نمی خواست به خاطر بسپارد ... گریه تلخ تو را ... و من رفتم و هنوز... سالهاست که در ذهن من آرام آرام ... حیرت و بغض تو تکرار کنان می دهد آزارم ... و من اندیشه کنان غرق در این پندارم ...که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت...}
دیدگاه ها (۱)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 5️⃣Ⓟⓐⓡⓣ تو سرگیجه داشتی و ن...

از دشمنان تا عاشقان

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۵با اینکه فضایِ باغچه پر از خند...

007-پنهان در مه - پارت ۸۹

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط