{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیستی که من

کیستی که من
این گونه
به اعتماد
نام ِ خود را
با تو می گویم …

کلید ِ خانه ام را
در دست ات می گذارم…
نان ِ شادی های ام را
با تو قسمت می کنم!
به کنارت می نشینم و
بر زانوی تو
این چنین آرام …
به خواب می روم ؟

کیستی که من
این گونه به جد
در دیار ِ رویاهای خویش
با تو درنگ می کنم ؟
دیدگاه ها (۲)

«خانوم بودن» خوب استاما گاهی «دخترک» درونت را زنده کنگاهی او...

دستم را بگیر دستم را بگیرمرا بگیر از خودممرا ببر با خودت.یک ...

من در به دری به ناز چشمان سیاهت من عاشق رخساره ی زیبا و چو م...

من دوستت دارمبی آنکه از تو انتظار دوست داشتن داشته باشم ...ن...

ات: چرا اینجوری نگام می‌کنی؟کوک: چون هنوز دارم باور می‌کنم.ا...

مردی در ساحل...[پارت سیزدهم]غروب...نور نارنجی خورشید از پنجر...

وقتی حسودی میکنه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط