🎀 بیبی کوچولوی من 🎀
🎀 بیبی کوچولوی من 🎀
PART : ¹²
پسره : خب من کیم نامجون مسئول برسی صحنه جرم با منه طبق چیزایی که من مدارک هایی که من به دست اوردم . . . بطریه شکسته خون الودی بود که فرستادیمش برای تست DIN اگه معلوم بشه خون مادرته یه مدرک بر علیه جئون پیدا میکنیم
کوک : نه اون خون برای مامانم نیست اون مامانمو حل داد سمت دیوار و میخواست با بطری منو زخمی کنه که پلیسا رسیدن
نامجون : پس ادا داری که اون خون خونه پدرته ?!
کوک : اره چون بطری رو با دستای خودش شکست . . .
نامجون : خب مدرک دیگه یا بهتره بگم سناریو فرضی که ما طبق گفته های تو برداشت میکنیم اینکه مامان و بابات داشتن دعوا میکردن بابات با سر صدا اومد تو اتاق
از روی صندلیش پاشد و به جیمین اشاره کرد جلوش وایسته . . . همونطور که پشتش وایستاده بود دستشو اورد جلو و دور گردنش حلقه کرد و ادامه داد
......
ادامه دارد
PART : ¹²
پسره : خب من کیم نامجون مسئول برسی صحنه جرم با منه طبق چیزایی که من مدارک هایی که من به دست اوردم . . . بطریه شکسته خون الودی بود که فرستادیمش برای تست DIN اگه معلوم بشه خون مادرته یه مدرک بر علیه جئون پیدا میکنیم
کوک : نه اون خون برای مامانم نیست اون مامانمو حل داد سمت دیوار و میخواست با بطری منو زخمی کنه که پلیسا رسیدن
نامجون : پس ادا داری که اون خون خونه پدرته ?!
کوک : اره چون بطری رو با دستای خودش شکست . . .
نامجون : خب مدرک دیگه یا بهتره بگم سناریو فرضی که ما طبق گفته های تو برداشت میکنیم اینکه مامان و بابات داشتن دعوا میکردن بابات با سر صدا اومد تو اتاق
از روی صندلیش پاشد و به جیمین اشاره کرد جلوش وایسته . . . همونطور که پشتش وایستاده بود دستشو اورد جلو و دور گردنش حلقه کرد و ادامه داد
......
ادامه دارد
- ۲.۳k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط