{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنم

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنم
بعد عاشق کردنش خود را فدایی میکنم
گفته اند او عاشق شعر است و شاعر پیشگی
با همین ترفند از او دلربایی میکنم
من که "شاعر " نیستم اما به عشق او چنین
در میان دوستان " شاعر نمایی" میکنم!!
قلب او سنگیست من میکوبمش با شعر ناب
کعبه ای میسازم از آن و خدایی میکنم
او طلسمم کرده با آن چشمهای مشکی اش
شعر میخوانم نگاهش را گدایی میکنم
من به اعجاز "غزل" بر قلب انسان واقفم
آخرش هم با " غزل" او را هوایی میکنم
دیدگاه ها (۹)

وقتی بیایی سینه را ، خانه تکانی می کنمرنگ تمام پرده‌ها را آس...

هزار درد مرا عاشقانه درمان باشهزار راه مرا ای یگانه پایان با...

مثل کوهیم و از این فاصله هامان چه غم استلذت عشق من و تو نرسی...

نیستی هرشب برایت شعر می خوانم هنوزپای قولی که تو یادت رفته م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط