{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنم بعد عاشق کردن

.عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنم بعد عاشق کردنش خود را فدایی میکنم گفته اند او عاشق شعر است و شاعر پیشگی با همین ترفند از او دلربایی میکنم من که "شاعر " نیستم اما به عشق او چنین در میان دوستان " شاعر نمایی" میکنم!! قلب او سنگیست من میکوبمش با شعر ناب کعبه ای میسازم از آن و خدایی میکنم او طلسمم کرده با آن چشمهای مشکی اش شعر میخوانم نگاهش را گدایی میکنم من به اعجاز "غزل" بر قلب انسان واقفم آخرش هم با " غزل" او را هوایی میکنم
دیدگاه ها (۳)

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی..اندوه بزرگی ست زمانی که ن...

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ... ﺁﺧﺮ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﻣﺪﻧﺶ ﺷﻮﺧﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ ....

تاکه از جانب معشوقه نباشد کششی، کوشش عاشق بیچاره به جایی نرس...

در سرم تیمارستانی ساخته ام...پر از روانی هایی ڪه به تخت بسته...

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنمبعد عاشق کردنش خود را فدایی...

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنمبعد عاشق کردنش خود را فدای...

.عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنم بعد عاشق کردنش خ...

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنمبعد عاشق کردنش خود را فدایی...

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنمبعد عاشق کردنش خود را فدایی...

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنمبعد عاشق کردنش خود را فدایی...

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنمبعد عاشق کردنش خود را فدایی...

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنمبعد عاشق کردنش خود را فدایی...

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنمبعد عاشق کردنش خود را فدایی...

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنمبعد عاشق کردنش خود را فدایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط