{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part¹⁸

part¹⁸

ا.ت.
ایده منو تهیونگ بود اما کسی جرعت نداشت بگ...
تهیونگ.ا.ت
ا.ت.من؟ فقط منننن
جیمین.اره دیگه تو نبودی گفتی تا جین اوپا برمیگرده بریم اب بازی
ا.ت.من کیییی اینو گفتم تهیونگ بود که گفت بریم
جیهوپ.ا.ت اشکال نداره حالا ظرف هارو فوقش میشوری
ا.ت. عمرااااااا منکه تنهایی اینو نگفتم ایده تهیونگممممم بودددد
جین.باشه حالا اذیتش نکنید تهیونگ ظرف هارو میشوری ا.ت هم به من توی پختن
غذا کمک میکنه
تهیونگ.این انصافففف نیستتتت ا.ت عاشق اشپزیه
جین.همین که گفتم
یونگی.
از دور داشتم به خانوادم نگاه میکردم خانواده ای که با دنیا عوضش نمیکنم
ا.ت
اعضا رفتن وسایل و جمع کنند منم رفتم پیش یونگی
ا.ت.به چی فکر میکنی
یونگی.اینکه چه جوری یک دختر کوچولو اومد و شد زندگیم
ا.ت. الان موندم بگم منم دوست دارم یا اخم کنم بهت
یونگی.خب کوچولویی دیگه
ا.ت.
بوسه ای روی گونش کاشتم و بغلش کردم
ا.ت.دوست دارم
یونگی.من بیشتر

تمامممم
حمایت کنید
نظراتتونو بهم بگید
و بگید فیک جدید با چه موضوعی باشه
بوس بهتون خداحافظ 🌌✨
دیدگاه ها (۱)

پارت. 30

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط