{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شکلات تخته ای

شکلات تخته ای

پارت۶

فکم و جمع کردم و رفتم نشستم سر میز غذا

تهیونگ: تو باید با خدمتکارا غذا بخوری

ریلکس برگشتم سمتش و گفتم: چه بهتر پس نیاز نیس با یه گوریل بز نما سر یه میز باشم

و بعد برداشتن غذام به آشپزخونه رفتم و پریدم روی اپن و شروع کردم به خوردن غذام

بعد شستن ضرف غذام از آشپزخونه اومدم بیرون
تهیونگ رو مبل لش کرده بود و پشتش به من بود و شدیدا تو فکر بود
فک کنم داره به دوست دخترای جلو موندش فکر میکنه
پاورچین رفتم سمتش و از پشت یه حرکت جانانه انجام دادم

من: پپپپپخخخخخخ

فک کنم سکته کرد
چون هیچ حرکتی انجام نداد رفتم و جلوش وایستادم
دیدگاه ها (۴)

چند پارتی

فیک تهیونگ

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟕ولی اونجا هم دخترا همش...

مافیایی برای من}پارت:۵ویو کوک:شام اماده شده بود رفتم که پسره...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣22🦋)✥(ویو لوین کاترین)بیخیال افکارم شدم و یه ظ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -------part:25

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط