{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابیقرمز

#ابی_قرمز
❤قرمز ابی پارت 3💙

از زبان لان جان
از خواب به طرزه وحشتناکی بلند شدم و ولی هنوز مست بودم رفتم لباس پوشیدم و کفشامرو بخاطر مست بودنم کفشام رو جا به جا پوشیدم و رفتم دنبال ویینگ

از زبان ووشیان
اول رفتم نوشیدنی مورد علاقمو بخرم بعد میخواستم برم کنار رود خونه تا اینکه بچه ها رو دیدم
ووشیان: سلام بچه ها اینجا چیکار میکنید؟
جین لینگ: ها تو اینجا چیکار میکنی؟ (جین لینگ خواهر زاده ووشیان هست)
جینگی: اره تو چرا ما هرجا میریم میای؟
سیژویی: بچه ها معدب باشید ببخشید استاد وی شما اینجا کاری دارید؟ با کسی اومدید؟(سیژویی فرزند خونده لان جان و ووشیان هست)
ووشیان: اول جین لینگ اومدم دور دور بعد جینگی مگه اینجا ماله شما بچه هاست
و اخری سیژویی من اینجا کاری ندارم و با لان جان اومدم
همه با هم: هانگوانگ جون!
ووشیان: اره با هانگوانگ جون اومدم مشکلی هست؟
سیژویی: نه فقط تعجب کردیم خب الون هانگوانگ جون کجاست
ووشیان: لان جان تو مسافر خونه خوابه خب شما بچه ها جایی برای موندن دارین
سیژویی: خب راستش....... نه
ووشیان: خب پس بیاید بریم اونجا یه اتاق میگیریم
صداهایی از طرف جنگل لان جان اومد
ووشیان: لان.. لان جان تو مگه خواب نبودی😉
لان جان:...
ووشیان خب بچه ها شماها همینو مستقیم برید بپیچید سمت چپ باشه
سیژویی: پس شما چی؟
ووشیان: ما میایم فقط طول میکشه باشه
جین لینگ زیر لب: منحرف
ووشیان: بدو برو بچه گربه طلایی 😁
و رفتن
ووشیان: اخیش رفتم اها راستی لان جان تو کاری داشتی
لان جان درحال نزدیک شدن(کمی سرخ)
ووشیان: لان جان چیکار میخوای بکنی(سرخ کامل)
پیشونی بندشو در اورد و دستای منو بست
ووشیان: لان جان میخوای چیکار کنی (یکم از سرخ بودن گذشت)
دستای بستمو پشت گردنش انداخت
ووشیان: لان جان خیلی نزدیک شدیا(لبو شد)
کمرمو با یه دست و صورتمو با اون یکی ت
ووشیان: لان جان فکرشم نکن... نه... نه... نــــه(لبو هم رد کرد)
و یه ب. وسه روی لب. ام گذاشت و منم همراهیش کردم
ووشیان تو مغزش: خدارو شکر کسی اینجا نیست وگرنه ابرومون میرفت خب چیکار کنم دلم پیشش گیر کرده(دقیقا نیم ساعت داشتیم همدیگرو میبوس. یدیم)
و دستامو از گردنش برداشت و با خودش به سمت مسافر خونه برد

از زبان راوی _ویو تو مسافر خونه بچه ها
در حال نوشیدنی خوردن به جز سیژویی
جین لینگ: خب بچه ها هر موقع هانگوانگ جون اومد جرعت حقیقت بازی میکنیم اها راستی جینگی مگه تو از خاندان لان نیستی و اونجا نوشته بود تو قوانین که خوردن نوشیدنی ممنوع است(مست)
جینگی: اره اما امشب نه حتا الون اگه هانگوانگ جون هم اینجا بود بازم میخوردم(مست)
و هانگوانگ جون و ووشیان وارد میشوند.....

پایان پارت 3❤💙
@bangton1
دیدگاه ها (۷)

خودم درست کردم خوب شد

#رویای_من❤️قرمز ابی پارت2از زبان لان جانوبعد یکم فکر کردم دی...

#رویای_من❤️قرمز ابی پارت 1💙از زبان راوی لان جان و ووشیان دو ...

قسمت دوم

P24🍯-معلومه که نه لارا جان& آخه امشب{حرفشو جیمین قطع کرد}-دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط