{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه صبح هایی که میتوانستیم با هم بخیر کنیم و نکردیم...

چه صبح هایی که میتوانستیم با هم بخیر کنیم و نکردیم...
تو موهایم را شانه کنی
و من برایت حرف بزنم ،
از آن حرف ها که جوابش فقط لبخند توست ...
تو پیش قدم شوی
برای ریختن چای و من مربا به نانت اضافه کنم...
اما سهم ما این بود
که از پشت قاب های شیشه ای موبایل همدیگر را لمس کنیم...
نه تو مقصری نه من ...
سرنوشت عاشقانه هایِ زیادی به ما بدهکار است.
دیدگاه ها (۱)

یه حس خوب 😍

نمیدانــــم چــــرامیــانایــنهمــهاتفــــاقتــــو راطوری عج...

1‎#تو مَرا یَواشَڪی #دوست بِدار‎#مَڹ تو را ‎در شِعرهایَم ‎ف...

بیتـــــو من در هر هوایی ابری ام ....!!!!!

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۳: «گردن...

💫👑🗡🩸𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅𝒚 𝑲𝒊𝒏𝒈𝒅𝒐𝒎🩸🗡👑💫𝑷/2هیونجین لیوانش را روی کابینت گذاشت ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹(نایون+)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط