{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب بود و شمع بود و من بودم و غم

شب بود و شمع بود و من بودم و غم
شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم

چون شمع نشستم که بسوزم سر راهت
چون اشک چکیدم که ببینم رخ ماهت


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

من که یوسف نشدم تا به عزیزی برسمدلم اما هوس عشق زلیخا دارد!#...

بوسه ام را وقف پیشانی تو کردم عزیزهرچه بادآباد، بگذارید تکفی...

عاشقی کاش کمی رحم و مدارا می‌کردلحظه‌ای که دل دیوانه تمنا می...

گفت عاشق می‌شوم, رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز جا...

از بی وفایی های این دنیا گذشتم از هرچه بود از زشت از زیبا گذ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط