{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My angel part

My angel 2 ( part 15 )



+ یک دختره بود که باهم دوست بودین اما زمانی که ما باهم رفتیم تو رابطه دختره خیلی یهویی دعوا راه انداخت و رفت
_ یونا رو میگی ؟
+ اوهوم .. بعد از رفتنت یک روز اومد دیدنم و شروع کرد به داستان بافی .. میگفت کریس از وقتی رفته امریکا دائم داره فردی رو ملاقات میکنه .. راستش همونجا خیلی قوی و محکم جوابشو دادم اما از درون یهو احساس نا امنی کردم .. ترسیدم که حتی یک درصدم حرفاش درست باشه .. کریس من واقعا متاسفم …

مرد بیشتر بهت نزدیک شد و بدن ظریفت رو در اغوش گرفت و با صدایی اروم و لحنی شیرین شروع به صحبت کرد :

_ اینجوری نگو فرشته کوچولو .. احساس ضعف میکنم .. اینکه اینجوری شرمنده ببینمت منو داغون میکنه بچه … اصلا مهم نیست که چه اتفاقی افتاده .. فقط ازت میخوام دوباره با اون چشمای معصومت که اشک توشون جمع شده نگاهم نکنی … این بد ترین شکنجس واسم .. البته که باید به حساب اون دختره ی وزه هم برسم ..

متقابل بغلش کرد و نفسی عمیق کشیدی و اجازه دادی عطر تنش وارد ریه هات بشه ..

+ دیوونتم کریستوفر بنگ
_ من خیلی بیشتر ملکه .. و البته اون کوچولوی خوشگلی که تو وجودت داریش
+ هنوزم باورم نمیشه که
_ ازم بچه داری ؟ « خنده »
+ یااا
_ خجالت نکش جوجه تو دیگه مادر بچمیی
+ خیلی خوشحالم بابت شنیدن این جمله
_ منم خیلی خوشحالم بابت گفتنش .. البته که یکم ضد حاله
+ چرا ؟
_ واسه اینکه تا نه ماه نمیتونم
+ هی
_ چیه مگه الکی میگم .. من این نه ماه چجوری خودمو کنترل کنم ؟
+ میخوای مثل معتادا ببندمت به تخت ؟
_ کلمه خوبی رو به کار بردی چون واقعا معتاد بدنتم لیدی .. و تنها راهی که میتونه جلومو بگیره که لمسش نکنم اینه که ببندیم به تخت
+ چه فایده .. وقتی این بچه رشد کنه اندامم کلا بهم میریزه
_ تو هر شکلی هم باشی قشنگییی ، همه جوره زیبایی چه خودت چه بدنت
+ هییی کریس منو سکته میدیااا
_ خدانکنه جوجه واسه چی ؟
+ واسه اینکه اینقدر حرفای گشنگ گشنگ میزنی
_ من فقط حقیقتو میگم بانو
+ عاشقتممم
_ « خنده » من خیلیییی بیشتر

و بدون هشدار قبلیی لب های قلوه ایش رو روی لب های نرم پفکیت قرار داد که ……


#کریستوفربنگ #بنگچان #فیک #استریکیدز #جونگین #سونگمین #لینو #چانگبین #هان #هیونجین #فلیکس
دیدگاه ها (۰)

My angel 2 ( part 14 ) _ هیچ میدونی با زدن این حرفا داری ...

My angel 2 ( part 13 )

اولین عشقپارت ۸از زبان آنیا :از ماشین پیاده شدم که دیدم همه ...

p11تهیونگ:خوابوند رو کاناپه شروع کرد به.....*کسی میخواد تو ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط