ادامه پارت
ادامه پارت ۴
ناامیدی جیمین تو اون زمان منجر به اتفاق زیر شد که اون موقع یه حادثه جدی بود اما با نگاه کردن به گذشته تا حدودی بامزه به نظر میرسه.
جیمین: نمیدونستم چطور مثل عضو یه گروه آیدل برقصم. من تا قبل اینکه کارآموز بشم هرگز با این رقص برخورد نکرده بودم. در نتیجه هروقت که حرکات تغییر میکرد، مکث میکردم و موقعیت رو حفظ میکردم. اون شخصیت زولامان که به شکل چوبه با یه سر بزرگ و بدنی که از چوب ساخته شده رو میشناسید؟ تک تک حرکت ها و موقعیت ها رو تو اون کاراکتر ترسیم کردم و به خاطر سپردم. این باعث خنده همه دور و وریام شد.
در همین حال، جونگکوک، که هنوز کاملاً جوون بود، زمانی که داشت برای اولین بار زندگی خوابگاهی رو تجربه میکرد مشغول شناخت خودش بود و تمرین زیادی رو متحمل میشد.
جیمین: شخصیت من کاملا تغییر کرد. پرت شدن به یه جا پر از غریبه ها یهو من رو خیلی خجالتی کرد. من سعی میکردم موقع دوش گرفتن بقیه از حموم استفاده نکنم. من طبقه بالای یه تخت دوطبقه میخوابیدم، اما حتی اگه شب از گرما عرق میکردم و بیدار میشدم، از تختم پایین نمیرفتم که مبادا هیونگایی که طبقه پایین خوابیده بودن رو بیدار کنم... بعدش فهمیدم که "آه، من خیلی خجالتیم"
موقعیت خاص اون یه طوفان فوقالعاده، ترکیبی از واقعیت های کیپاپ، دبیوی نزدیک بیتیاس و موقعیت کمپانی بیگ هیت بود. آیدلهای کرهای معمولاً اواخر نوجوونی یا حداکثر اوایل بیست سالگی دبیو میکنن. خیلی از اونها اواسط نوجوونی به عنوان کار آموز شروع به بستن قرارداد با شرکت های سرگرمی میکنن. جونگکوک که تو 15 سالگی دبیو کرد، برای ورود به خوابگاه شرکت سرگرمی و دبیو به عنوان یه آیدل جوونتر از حد معمول بود. علاوه بر سنش، این احتمال هم وجود داشت که با پسرهای بزرگتری مثل آر اِم و شوگا که قبلاً تو صحنه هیپ هاپ فعال و شیفته اون سبک موسیقی بودن، دبیو کنه.
ناامیدی جیمین تو اون زمان منجر به اتفاق زیر شد که اون موقع یه حادثه جدی بود اما با نگاه کردن به گذشته تا حدودی بامزه به نظر میرسه.
جیمین: نمیدونستم چطور مثل عضو یه گروه آیدل برقصم. من تا قبل اینکه کارآموز بشم هرگز با این رقص برخورد نکرده بودم. در نتیجه هروقت که حرکات تغییر میکرد، مکث میکردم و موقعیت رو حفظ میکردم. اون شخصیت زولامان که به شکل چوبه با یه سر بزرگ و بدنی که از چوب ساخته شده رو میشناسید؟ تک تک حرکت ها و موقعیت ها رو تو اون کاراکتر ترسیم کردم و به خاطر سپردم. این باعث خنده همه دور و وریام شد.
در همین حال، جونگکوک، که هنوز کاملاً جوون بود، زمانی که داشت برای اولین بار زندگی خوابگاهی رو تجربه میکرد مشغول شناخت خودش بود و تمرین زیادی رو متحمل میشد.
جیمین: شخصیت من کاملا تغییر کرد. پرت شدن به یه جا پر از غریبه ها یهو من رو خیلی خجالتی کرد. من سعی میکردم موقع دوش گرفتن بقیه از حموم استفاده نکنم. من طبقه بالای یه تخت دوطبقه میخوابیدم، اما حتی اگه شب از گرما عرق میکردم و بیدار میشدم، از تختم پایین نمیرفتم که مبادا هیونگایی که طبقه پایین خوابیده بودن رو بیدار کنم... بعدش فهمیدم که "آه، من خیلی خجالتیم"
موقعیت خاص اون یه طوفان فوقالعاده، ترکیبی از واقعیت های کیپاپ، دبیوی نزدیک بیتیاس و موقعیت کمپانی بیگ هیت بود. آیدلهای کرهای معمولاً اواخر نوجوونی یا حداکثر اوایل بیست سالگی دبیو میکنن. خیلی از اونها اواسط نوجوونی به عنوان کار آموز شروع به بستن قرارداد با شرکت های سرگرمی میکنن. جونگکوک که تو 15 سالگی دبیو کرد، برای ورود به خوابگاه شرکت سرگرمی و دبیو به عنوان یه آیدل جوونتر از حد معمول بود. علاوه بر سنش، این احتمال هم وجود داشت که با پسرهای بزرگتری مثل آر اِم و شوگا که قبلاً تو صحنه هیپ هاپ فعال و شیفته اون سبک موسیقی بودن، دبیو کنه.
- ۲.۳k
- ۳۰ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط