𝔼𝕚𝕘𝕙𝕥𝕖𝕖𝕟𝕥𝕙 𝕡𝕒𝕣𝕥🌻✨️
𝔼𝕚𝕘𝕙𝕥𝕖𝕖𝕟𝕥𝕙 𝕡𝕒𝕣𝕥🌻✨️
𝕁𝕚𝕟𝕖 𝕙𝕠𝕡𝕖𝕣⭐️
از زبان هنری/وکنا
هالی آنجا بود و زیباتر شده بود... هالی بسیار بزرگ شده بود... او هالی بود و داشت ویل را نجات میداد...
اینبار باید هالی را برای خود کنم
بشکنی زدم وتمامی دموگرگن هابه سمتم آمدن
وکنا:هالی رو بیارینننننن
هالی اینبار ملکه من خواهد شد
سرم درد میکرد انگار دوباره کسی در ذهنم است
ویل:دوباره تسخیرت کردم
وکنا:برو بیرونننن
از زبان ویل:
ویل:بیرون نمیرم
وکنا:میگم بیا بیرونننن هالی الان اینجاست
ویل:هالی پیشت نمیاداون عشقشمه و این اجازرو نمیدم
وکنا:خفهههه
دستم را بالا بردم و دست وکنا هم بالا رفت
ال دستم را شکوند زیرا دست وکنا هم میشکند(ولی دست من چیزیش نمیشه)
وکنا:نکنین
ویل:انقدر ضعیفی نمیتونی کنترلم کنی
آن یکی دستم را هم بالا بردم و ال هم آن را شکاند
هالی:عزیزم تو میتونی
وکنا:اون صدای هالی بود
من را از ذهنش بیرون کرد و سرم محکم به زمین خورد
ال سیلی محکمی به صورتم زد
یکی هم مایک زد و به من انگشت وسط نشان داد
ویل:مایک خیلی گاوی
مایک:ممنون
𝕁𝕚𝕟𝕖 𝕙𝕠𝕡𝕖𝕣⭐️
از زبان هنری/وکنا
هالی آنجا بود و زیباتر شده بود... هالی بسیار بزرگ شده بود... او هالی بود و داشت ویل را نجات میداد...
اینبار باید هالی را برای خود کنم
بشکنی زدم وتمامی دموگرگن هابه سمتم آمدن
وکنا:هالی رو بیارینننننن
هالی اینبار ملکه من خواهد شد
سرم درد میکرد انگار دوباره کسی در ذهنم است
ویل:دوباره تسخیرت کردم
وکنا:برو بیرونننن
از زبان ویل:
ویل:بیرون نمیرم
وکنا:میگم بیا بیرونننن هالی الان اینجاست
ویل:هالی پیشت نمیاداون عشقشمه و این اجازرو نمیدم
وکنا:خفهههه
دستم را بالا بردم و دست وکنا هم بالا رفت
ال دستم را شکوند زیرا دست وکنا هم میشکند(ولی دست من چیزیش نمیشه)
وکنا:نکنین
ویل:انقدر ضعیفی نمیتونی کنترلم کنی
آن یکی دستم را هم بالا بردم و ال هم آن را شکاند
هالی:عزیزم تو میتونی
وکنا:اون صدای هالی بود
من را از ذهنش بیرون کرد و سرم محکم به زمین خورد
ال سیلی محکمی به صورتم زد
یکی هم مایک زد و به من انگشت وسط نشان داد
ویل:مایک خیلی گاوی
مایک:ممنون
- ۳۶۶
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط