{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نجات دهنده

ʀᴇᴅᴇᴇᴍᴇʀ
نجات دهنده
p¹⁴

سولی:بچه ها اون سوهو رو دوست داشت

همه:چییی

سولی:آره(ناراحت)

لیدا و هانول رفتن کنارش نشستن و کلی دلداریش دادن

مرده:خب میاین یا نه؟

تویه حرف بودیم که صدای خیلی بلند اومد
مثل صدای انفجار

همه:(جیغ)

مرده:سییسسس نترسین فقط مدرسه و جاهایی که زامبی بود رو بمب زدن

جین:هسته ای؟

یونگی:خنگ مگه کره بمب هسته ای داره

جین:عه راست میگی ها

با کمک اون مرده سوار هلیکوپتر شدیم و از اونجا دور شدیم

ا.ت:یعنی نجات پیدا کردیم(بغض)

کوک:آره عزیزم

لیدا:ولی چقدر حال داد...فیلم یک روز خوب برای سگ بودن دیدی؟

همه:(سکوت)

ا.ت:خفه شوووووو(داد و جیغ)

پایان😐🙏

لیدای داشاق چرا میگی اینو دیدی اونو ندیدی الان ا.ت سگ میشه😂😐

راستی واقعا لیدا اسم دوستمه😂

هانول هم لقب دوستمه😂

لارا هم که جای اسم دوست صمیمیم گذاشتم😂😐

امیدوارم با فیک حال کرده باشین🙏😂
(حال نکنی همینو🔪میکنم تو...)
(لارا:عهههه بدهههه)
دیدگاه ها (۱)

ʀᴇᴅᴇᴇᴍᴇʀنجات دهندهp¹³وارد ویلا شدیم که دو هیون تو اون اوضاع ...

ʀᴇᴅᴇᴇᴍᴇʀنجات دهندهp¹²کوک:(یه مشت دیگه بهش زد)بازم داری زر می...

ʀᴇᴅᴇᴇᴍᴇʀنجات دهندهp¹⁰نامجون:خب حالا چیکار کنیم؟...جیمین:من م...

Love in the dark④در حال آماده کردن نوشیدنی بودم که یکی اومد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط