فیک مافیایی بیرحم
فیک مافیایی بیرحم
پارت ۷
نامجون: خفه
ات:[راستش خوشحال شدم ولی وقتی دیدم نامجون عصبانی شد ناراحت شدم ]
اسلاید دو لباس راحتی آت
جین: شوگا ات تا چند روز دیگه میتونه سرپا شه
شوگا : تا یک هفته دیگه میتونه به کارای روز مرش برسه
یک هفته بعد
ویو ات توی این یک هفته نامجون خیلی باهام خوب رفتار میکنه من که فکر میکنم دوسم داره
جین:اتتتتتتتت بیا شامممم
ات: امدمممم
ات : جیننننننن
جین:چرا جین میکشی من کنارتم
ات:نامی کجاست
جین:نمیدونم چرا میپورسی
ات: هیچی
جین:ات میری درو باز کنی فکر کنم نامجون آمد
ات:چشممم
ات:خوش امدیییی [کیوت]
نامجون:ممنون[سرد]
ویو نامجون
امروز جک برام زنگ زد گفت که محموله ها به دستشون نرسیده خیلی عصبی شدم رسیدم خونه ات درو باز کرد سرد باهاش حرف زدم فکر کنم ناراحت شده بعد از شام از دلش در میارم
ات دیگه سیر شدم
جین: تو که چیزی نخوردی
ات :زود درو بستم و روی تخت رفت کشیدم
جین: نام تو چیزی گفتی
نامجون: فکر کنم
جین: برو از دلش در بیار
نامجون: باشه رفتم پیش اتاقش در زدم
نامجون:ات بیداری ات جونم عزیزم
ات : زود رفتم زیر پتو دیدم در باز شد
نامجون: کوچولو خوابی ببخشید من از یه جایی دیگه اعصابم خورد بود با تو سرد حرف زدم معذرت میخوام ببخشید
ات:[پشمام کیم نامجون داره از من عذرخواهی میکنه ]
باشه بخشیدم اشکال نداره
نامجون: واقعا
ات : آره
نامجون ات رو بغل میکنه
و میره بیرون
ات : واییییییییییی عاشقشمممممممممنمیتونم خودمو کنترل کنمممممممم
............................................
ات:نامی من عاشقتم
نامجون:من اصلا ازت خوشم نمیاد ازت متنفرم فقط از سر دلسوزی باهات خوب بودم الانم از خونه ی من گمشووووووووووووووووووووو
ات : چرا من که کاری نکردم فقط عاشق شدم جرمه
ویو نویسنده
نامجون به ات سیلی میزنه
نامجون:آنقدر شکنجه میدم که عشق از سرت بپره
ات : نههههههههههههههه
نامجون:ات اتتت بیدارشو ات عزیزم داریخواب میبینی
ات: نامی خواب دیدم منو داری شکنجه میدی و بهم سیلی میزنی
نامجون:عشقم خواب بوده
ات:عشقم
نامجون:آره عشقم من دوست دارم ات وووو
..........................
💜لطفا حمایتم کنید😪😪💜
پارت ۷
نامجون: خفه
ات:[راستش خوشحال شدم ولی وقتی دیدم نامجون عصبانی شد ناراحت شدم ]
اسلاید دو لباس راحتی آت
جین: شوگا ات تا چند روز دیگه میتونه سرپا شه
شوگا : تا یک هفته دیگه میتونه به کارای روز مرش برسه
یک هفته بعد
ویو ات توی این یک هفته نامجون خیلی باهام خوب رفتار میکنه من که فکر میکنم دوسم داره
جین:اتتتتتتتت بیا شامممم
ات: امدمممم
ات : جیننننننن
جین:چرا جین میکشی من کنارتم
ات:نامی کجاست
جین:نمیدونم چرا میپورسی
ات: هیچی
جین:ات میری درو باز کنی فکر کنم نامجون آمد
ات:چشممم
ات:خوش امدیییی [کیوت]
نامجون:ممنون[سرد]
ویو نامجون
امروز جک برام زنگ زد گفت که محموله ها به دستشون نرسیده خیلی عصبی شدم رسیدم خونه ات درو باز کرد سرد باهاش حرف زدم فکر کنم ناراحت شده بعد از شام از دلش در میارم
ات دیگه سیر شدم
جین: تو که چیزی نخوردی
ات :زود درو بستم و روی تخت رفت کشیدم
جین: نام تو چیزی گفتی
نامجون: فکر کنم
جین: برو از دلش در بیار
نامجون: باشه رفتم پیش اتاقش در زدم
نامجون:ات بیداری ات جونم عزیزم
ات : زود رفتم زیر پتو دیدم در باز شد
نامجون: کوچولو خوابی ببخشید من از یه جایی دیگه اعصابم خورد بود با تو سرد حرف زدم معذرت میخوام ببخشید
ات:[پشمام کیم نامجون داره از من عذرخواهی میکنه ]
باشه بخشیدم اشکال نداره
نامجون: واقعا
ات : آره
نامجون ات رو بغل میکنه
و میره بیرون
ات : واییییییییییی عاشقشمممممممممنمیتونم خودمو کنترل کنمممممممم
............................................
ات:نامی من عاشقتم
نامجون:من اصلا ازت خوشم نمیاد ازت متنفرم فقط از سر دلسوزی باهات خوب بودم الانم از خونه ی من گمشووووووووووووووووووووو
ات : چرا من که کاری نکردم فقط عاشق شدم جرمه
ویو نویسنده
نامجون به ات سیلی میزنه
نامجون:آنقدر شکنجه میدم که عشق از سرت بپره
ات : نههههههههههههههه
نامجون:ات اتتت بیدارشو ات عزیزم داریخواب میبینی
ات: نامی خواب دیدم منو داری شکنجه میدی و بهم سیلی میزنی
نامجون:عشقم خواب بوده
ات:عشقم
نامجون:آره عشقم من دوست دارم ات وووو
..........................
💜لطفا حمایتم کنید😪😪💜
- ۶.۷k
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط