ناز چشمان قشنگت اینچنین مستم نکن

@ ناز چشمان قشنگت اینچنین مستم نکن
گوشه ی میخانه ها با باده پیوستم نکن

من به اغوش تو بدجوری که عادت کرده ام
یا که پا بندم نکن یا رفته از دستم نکن

در افق های نگاه تو که من گم بوده ام
با ستمهای زبانت اینچنین سختم نکن

چون سحر با بوسه هایت روزه هایم دیدنی ست
وقت افطاری که شد با باده هم بستم نکن

اخر ای عالیجناب قصه های این غزل
با نفسهای خودت اما چنین مستم نکن ..
دیدگاه ها (۱)

Nاز راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدر...

‌ خواهم به فدای دلت ای یار بمیرم صد جام شراب خورده خمار بمیر...

Nﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﻟﯽ ﺍﻏﻠﺐ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢﮔﺮ ﺣﻀﻮﺭﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﯾﺎﺩﺕ ﻗﻨﺎﻋﺖ ...

فقط یکبار دیگر با نگاهت مبتلایم کن کمی باطعم ناب بوسه هایت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط