{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ِ جوانی با قصد مزاحمت به یک دختر پیام داد:

ِ جوانی با قصد مزاحمت به یک دختر پیام داد:


ممکن هست خود را معرفی کنید؟


دختر گفت: بله، چراممکن نیست!
من حواء هستم که با تو از یک خاک آفریده شدم؛ تا اذیّتم نکنی و فراموشم نکنی قطعه ای از وجودتم! من هدیه الهی هستم که به تو ارزانی شد تا بعد از خروج از بهشت تنها و افسرده نباشی. وقتی دنبال همدم بودی، مونس تنهائی تو شدم،
من مادر، خواهر، دختر، همسر و دوشیزه شدم تا پاسدار کیان خانواده ات باشم! من سوره نساء ، مجادله ، نور ، طلاق، مریم، هستم!
من همانم که وقتی مادر شدم بهشت در زیر پایم قرارمیگیرد من همانی هستم که نصف میراث ات را برایم تعیین کرده اند؛ نه بابت کسرشأنم بلکه، برای اینکه مسؤلیت تمام هزینه و امورمالی ام را تو عهده دار هستی! من همانی هستم که پیامبر فرمود: شما را سفارش میکنم به زنان نیکی کنید.

حال آقای محترم شما که هستید؟


جوان پاسخ داد: من توبه کننده بسوی خدا هستم، آفرین به مادری که تو را
تربیت نموده است...
دیدگاه ها (۷)

ﺍﻣـــــــــﺮﻭﺯ ﺯﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡﮐﻪ ﺑــــــﻮﺳﻪ ﺍﺯ ﻟﺒﺶ ﻣﯽﭼﮑﯿﺪ !ﺧﺪﺍ ﺭ...

بعضی ها را بدرقه کنید ، حتی اگر لایق بدرقه نباشندبدون کنار ز...

مثل موسیقی ٱرامی که خوابت می کندعشق می ٱید به آسانی خرابت می...

ﺁﺭﺍﺍﺍﺍﺍﻡ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺷﺖ ...ﻃﻮﺭی کهﺣﺘﮯ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖﺑﻮ...

#novel_vampireسریع ات رو بردن و دکتر رو خبر کردن به ات رسیدگ...

لینو

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:4به سمت حموم رفتم که کمی با آب گرم جسمم رو تسکین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط