به جای خالیاش که نگاه میکند

به جای خالی‌اش که نگاه میکند،
قلبش از اندوهی عمیق سرریز میشود.
به سمت عطر او میرود،
و به گردنش که جایگاه بوسه‌های او بود، عطرش را میزند، به این امید که درد کمتر شود و غم کم عمق‌تر.
غافل از اینکه، بو، بیشتر از تمامِ جامانده‌ها، آدم را دلتنگ میکند.
بی‌تجربگی‌اش حتی در تمام‌شدن رابطه هم کار دستش میدهد.


#پونه_مقیمی
دیدگاه ها (۰)

تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برای پاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

به تو، در نیمه‌شبی خنک، پیوستن. خود را بر موهای تو آویختن، د...

مي ترسم. واسه همين همه جا دارم يه ذره يه ذره از تو قايم مي ك...

میدانم گاهی تلخ ام؛گس ام؛بیشتر از معمولِ زندگیِ یک نواختم؛بد...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۸۵سفت منو به خودش فشرد و داغو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط