{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو، در نیمه‌شبی خنک، پیوستن. خود را بر موهای تو آویختن

به تو، در نیمه‌شبی خنک، پیوستن. خود را بر موهای تو آویختن، در تو گم شدن، و دیگر هرگز پیدانشدن.

شب‌ها، برهنه بر ساحل تو خفتن پس از شرابخواری در برکه‌های تنت، نفس‌کشیدن تو را تماشا کردن، و برای قامتت _نه چندان بی‌نقص، نه چندان باشکوه اما امن_ ذکر رفع بلا خواندن زیرلب. به انتظار روز، چشمهای بسته‌ات را تماشاکردن. برآمدن خورشید از لبخندت، و بردمیدن روز از ترقوه‌ات، و روشنایی بوسه‌ای کوتاه.

روز را، دور از تو، بی‌قرار گذراندن. به دیدن تو فکر کردن، و بیهوده لبخندزدن. دست را، شاخه‌ی ترد نوازش را، تا ملاقات دوباره‌ی تو آرام نگه‌داشتن. از دیدن اسم کوچکت روی تابلوی یک فروشگاه، مست شدن. با پروانه‌ها پریدن، و با درختان مغرور ماندن.

تصاحب شدن توسط تو. در آغوش تو، کودک شدن. در آغوش تو، شرم بلوغ دوباره. در آغوش تو بزرگ شدن. در آغوش تو زیستن. در آغوش تو مردن.

ای توی نامقدر که نبودنت جهنم طولانی من شد، آیا کسی که تو را می‌نوشد از حجم خوشبختی خود خبر دارد؟

#حمیدسلیمی
دیدگاه ها (۰)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۲۲ | «یک اسم قدیمی» 📱🖤 ظهر...

تولدت مبارک، پارک جیمینِ من، فرشته‌ی کوچولوی دنیای من. 💛🐥🎂ام...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 19کلبه‌ی جنگلی ـ ساعت ۱۱:۳۰ شب لونا...

🌿 معرفی OC/اوسی جدیدم 😊✨اهم، ایشون یه اوسی جدید برا هیتایو س...

به تو، در نیمه‌شبی خنک، پیوستن. خود را بر موهای تو آویختن، د...

نوازشت که می‌کند، تو را که تنگ در آغوش می‌گیرد، لبانت را که ...

𝒘𝒉𝒆𝒏 𝒚𝒐𝒖 𝒔𝒂𝒚 𝒚𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒏𝒐𝒕 𝒔𝒆𝒙𝒚

لحظه‌ی تولد:صدای گریه‌ی بلند و پرانرژی پرستارها فضا را پر کر...

فریبp22لی ات و جئون جونگ کوک شی که فقط 2 ماه از ازدواجشون گذ...

{در روز ازدواج جدید }پارت ۵۶رویه تخت اش نشسته و با لباس قشنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط