{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الان ‌باید روبروی خونه‌م ‌یه‌مزرعه ‌بود...

الان ‌باید روبروی خونه‌م ‌یه‌مزرعه ‌بود...
چنتایی اسب ‌و ‌ی سگ ‌به ‌‌اسم‌ِ ادوارد داشتم‌...شبا توی تراس‌ مینشستم چای میخوردم‌ و گاهگایی ‌هم ‌از آسمون‌ ستاره‌ میچیدم‌ و با ادوارد دردو‌دل ‌میکردم...🌿🙂
دیدگاه ها (۲۵)

به من می‌گفت :چشم‌های تو مرا به این روز انداخت. این نگاه تو ...

دانشجوی ترم یک جهانگردی بودمکه دیدمش و فهمیدم همه‌ی جهان لاب...

اندکی #آرامش بنوشیم...😀🌱#حس_خوب_فرفری 😍

🎶#حس_خوب_فرفری 😍

KIM V

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ²⁷نفس عمیقی کشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط