#پسرکوچولویکیمتهیونگ
#پسرکوچولویکیمتهیونگ
پارت ۴
وسایلی که میخواستم رو جمع کردم و گذاشتم داخل کولم
+ کوک میشه بیام داخل
- بله بفرما ته
+ وسایلت حاضره
- آره
+ همین
- خب وسایل زیادی برنداشتم که اذیت نشیم
+ آخه چی برداشتی
- مسواک، لباسای خونگی و...
+ اوکی بریم
- الان که شبه
+ خب باشه
- ترسناکه
+ کوکی کوچولوی من از تاریکی میترسه
- نه اصلا
+ ای وای چرا برقا رفت
- ته کجایی (بغض)
+ من اینجام . آهان پیدات کردم . وای چرا بغض کردی
- حرفم رو پس میگیرم من از تاریکی میترسم .
+ چرا
- خب وقتی ....
که صدای باز شدن پنجره ها اومد و من سرم رو روی سینه ته فشردم
- جیغ
+ هیششش اروم باش فقط باده . خب برقا هم اومد . بیا وسایل رو ببریم داخل ماشین
- باشه
وسایل رو گذاشتیم داخل ماشین.
+ کوک من میرم الان میام باشه یکم خوراکی بیارم برات
- باشه
وقتی که رفت در ماشین باز شد و دستمالی روی دهنم گذاشته شد و بیهوش شدم
ویو تهیونگ
وقتی برگشتم دیدم کوک نیست یه کاغذ روی صندلی پیدا کردم. کار خودشه . هان لینو . باید کوک رو نجات بدم
ویو کوک
چشامو که باز کردم یه مرد جلوم بود .
- چی از جونم میخوای
لینو: چی میخوام کیم تهیونگ. معشوقه خطرناکت .
- چرا اون کاری نکرده پس به نفع خودته ولش کنی
+ لینو
- تهیونگ
لینو: اوه ببینین کی اینجاست کیم تهیونگ. میخوام معشوقه عزیزت رو جلوی چشمت بکشم همون طوری که عشق زندگیم رو کشتی
+ عشق زندگیت خواهر منو کشت عزیز ترین کسم رو کشت
- ته کمک
+ ولش کن تو با من دعوا داری
- ته پشت سرت
که وقتی تهیونگ برگشت و فردی که پشتش بود رو کشت منم از فرست استفاده کردم و خودمو آزاد کردم و اسلحه ای که نزدیکم روی زمين بود رو برداشتم و روی سر مردی که اسلحه گرفته بود روی ته
- اسلحت رو بنداز تا گلوله رو خالی نکردم توی مغزت
وقتی حرفم تموم شد و هم زمان دوتا گلوله شلیک شد . یکی لینو رو کشت و دیگری به پهلوی من خورد و سیاهی
ویو تهیونگ
کوک لینو رو کشت و همون لحظه که کوک لینو رو کشت گلوله ای به پهلوش خورد و افتاد. بغلش کردم و بردمش داخل ماشین و با سرعت بالایی رانندگی کردم . رسیدم بیمارستان.
+ هی کسی اینجا نیست
پرستار : بیارینش اینجا
کوک رو گذاشتم روی تخت. دکترا دورش جمع بودن
دکتر: آقای کیم شما هستید
+بله اتفاقی افتاده براش
دکتر: نه ولی اسمی رو صدا میکنه
+ چه اسمی
دکتر: میگه ته تهیونگ کجایی گفتم شما شاید بشناسیدشون
رفتم پیشش
+ کوک عزیزم من اینجام
- تهیونگ چرا اینجاییم
+ خب چون لینو به شما گلوله شلیک کرد و بیهوش شدی الان حالت خوبه
- اوهوم
+ برم بگم مرخصت کنن و زود بریم سفر
- اوهوم ولی زود بیا
+ باشه
رفتم کارای ترخیص کوک رو انجام دادم و داروهاش رو هم گرفتم و کمکش کردم سوار ماشین بشه
پارت ۴
وسایلی که میخواستم رو جمع کردم و گذاشتم داخل کولم
+ کوک میشه بیام داخل
- بله بفرما ته
+ وسایلت حاضره
- آره
+ همین
- خب وسایل زیادی برنداشتم که اذیت نشیم
+ آخه چی برداشتی
- مسواک، لباسای خونگی و...
+ اوکی بریم
- الان که شبه
+ خب باشه
- ترسناکه
+ کوکی کوچولوی من از تاریکی میترسه
- نه اصلا
+ ای وای چرا برقا رفت
- ته کجایی (بغض)
+ من اینجام . آهان پیدات کردم . وای چرا بغض کردی
- حرفم رو پس میگیرم من از تاریکی میترسم .
+ چرا
- خب وقتی ....
که صدای باز شدن پنجره ها اومد و من سرم رو روی سینه ته فشردم
- جیغ
+ هیششش اروم باش فقط باده . خب برقا هم اومد . بیا وسایل رو ببریم داخل ماشین
- باشه
وسایل رو گذاشتیم داخل ماشین.
+ کوک من میرم الان میام باشه یکم خوراکی بیارم برات
- باشه
وقتی که رفت در ماشین باز شد و دستمالی روی دهنم گذاشته شد و بیهوش شدم
ویو تهیونگ
وقتی برگشتم دیدم کوک نیست یه کاغذ روی صندلی پیدا کردم. کار خودشه . هان لینو . باید کوک رو نجات بدم
ویو کوک
چشامو که باز کردم یه مرد جلوم بود .
- چی از جونم میخوای
لینو: چی میخوام کیم تهیونگ. معشوقه خطرناکت .
- چرا اون کاری نکرده پس به نفع خودته ولش کنی
+ لینو
- تهیونگ
لینو: اوه ببینین کی اینجاست کیم تهیونگ. میخوام معشوقه عزیزت رو جلوی چشمت بکشم همون طوری که عشق زندگیم رو کشتی
+ عشق زندگیت خواهر منو کشت عزیز ترین کسم رو کشت
- ته کمک
+ ولش کن تو با من دعوا داری
- ته پشت سرت
که وقتی تهیونگ برگشت و فردی که پشتش بود رو کشت منم از فرست استفاده کردم و خودمو آزاد کردم و اسلحه ای که نزدیکم روی زمين بود رو برداشتم و روی سر مردی که اسلحه گرفته بود روی ته
- اسلحت رو بنداز تا گلوله رو خالی نکردم توی مغزت
وقتی حرفم تموم شد و هم زمان دوتا گلوله شلیک شد . یکی لینو رو کشت و دیگری به پهلوی من خورد و سیاهی
ویو تهیونگ
کوک لینو رو کشت و همون لحظه که کوک لینو رو کشت گلوله ای به پهلوش خورد و افتاد. بغلش کردم و بردمش داخل ماشین و با سرعت بالایی رانندگی کردم . رسیدم بیمارستان.
+ هی کسی اینجا نیست
پرستار : بیارینش اینجا
کوک رو گذاشتم روی تخت. دکترا دورش جمع بودن
دکتر: آقای کیم شما هستید
+بله اتفاقی افتاده براش
دکتر: نه ولی اسمی رو صدا میکنه
+ چه اسمی
دکتر: میگه ته تهیونگ کجایی گفتم شما شاید بشناسیدشون
رفتم پیشش
+ کوک عزیزم من اینجام
- تهیونگ چرا اینجاییم
+ خب چون لینو به شما گلوله شلیک کرد و بیهوش شدی الان حالت خوبه
- اوهوم
+ برم بگم مرخصت کنن و زود بریم سفر
- اوهوم ولی زود بیا
+ باشه
رفتم کارای ترخیص کوک رو انجام دادم و داروهاش رو هم گرفتم و کمکش کردم سوار ماشین بشه
- ۲۸۲
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط