{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرد است

سرد است
وبادها خطوط مرا قطع می‌کنند
آیا در این دیار کسی هست که هنوز
از آشنا شدن
با چهره‌ی فنا شده‌ی خویش
وحشت نداشته باشد؟
آیا زمان آن نرسیده‌ست
که این دریچه باز شود، باز، باز
که آسمان ببارد

#فروغ_فرخزاد


┅═•❃♥️❃•═┅‌
دیدگاه ها (۰)

به کردار ابری ببار اگر می‌باریکه سرود باران در منقار مرغی سر...

‌ارغوانشاخه همخون جدا مانده منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفتا...

از مرز این زمستان خواهم گذشت جایی کنار آتش گمنامی آن وام کهن...

دلم گرفته ازین سنگدل خراب آباد به سیم می زنم آخر، هرآنچه باد...

در حال دویدن پرواز می کنیم، گاهی دست در دست هم به دنبال پیدا...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

( دو ماهه که این نامه رو آماده کردم ، هفته پیش دادمش دست رفی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط