سرد است

سرد است
وبادها خطوط مرا قطع می‌کنند
آیا در این دیار کسی هست که هنوز
از آشنا شدن
با چهره‌ی فنا شده‌ی خویش
وحشت نداشته باشد؟
آیا زمان آن نرسیده‌ست
که این دریچه باز شود، باز، باز
که آسمان ببارد

#فروغ_فرخزاد


┅═•❃♥️❃•═┅‌
دیدگاه ها (۰)

فراتر از خویش

«در ازدحامِ این‌همه اندوهِ بی‌تعبیر، قلبم به ماتمکده‌ای می‌م...

آنجا که «من» در آتشِ شناخت می‌سوزد، پرده‌ها از میان برمی‌خیز...

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

🌷معلم شهید🌷آن‌ها نرفتند؛فقط از هیاهوی خاک، به آرامش افلاک کو...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

این موضوع، وزنِ سنگینی را به تنهایی بر دوشِ هر پنج نفر اضافه...

توی Theqoo، کی‌نتیزن ها حسابی دارن درباره‌ی ویژوال اسکن عکس ...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

در دل سکوت سنگین زمستان، آنجا که دامنه‌ی کوه‌ها در بستری از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط