{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من در تب سنگین خویش

من در تب سنگین خویش
فریاد می‌کشیدم
و خلق را گوش و دل
اما به من نبود...

- احمد شاملو
دیدگاه ها (۳)

پشت پنجره ی شعر ایستاده امبه تو نگاه می کنمتو تنها دلخوشی من...

خَلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن ...!👤 شهریار

اونجا که احمد شاملو میگه:میان خورشیدهای همیشه*زیبایی تو لنگر...

قشنگ ترین اعتراف اونجاستك احمد شاملو میگه:یافتن توبزرگ ترین ...

دل پر زخم زمین گُفته کسی می آیدزَده فریاد که فریاد رسی می آی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط