{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت پنجره ی شعر ایستاده ام

پشت پنجره ی شعر ایستاده ام
به تو نگاه می کنم
تو تنها دلخوشی منی
و فقط
از پشت همین پنجره دیده می شوی...


- رسول یونان
دیدگاه ها (۲)

خَلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن ...!👤 شهریار

خوردیم زخمها...؛ که نه خون آمد و نه آه...!وَه این چه نیش بود...

من در تب سنگین خویشفریاد می‌کشیدم و خلق را گوش و دلاما به من...

گاهی برای خوب شدن حالتنباید سمت آدمها بریگزینه های مطمئن تری...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷تو گاهی #شعر می شویدر سیاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط