{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دردای شبهای خودم کم بود

دردای شبهای خودم کم بود
درد جدیدی هدیه آوردی
یاد چشات کنج دلم جا موند
آرامشم رو با خودت بردی

م.ح(کیمیاگر)
دیدگاه ها (۰)

همیشه فکر و دلم مشغوله به سر زلف پریشون شماچی میشه یه شب دل ...

قایق کوچک دلم را برایت به دریا زدم دریغا که طوفان بی وفایی ه...

پارت ۲ | اولین نوری که دیده شدسال‌ها گذشته بود.دیگه اون دختر...

پارت ۱ | کودکیهفت سالم بود.خونه پر از سر و صدا بود. همه برای...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط