پارت
پارت ۶
میا : عصر بود دیگه خسته کوفته برگشتم خونه همش کار می کردم تا از. فضای خونه دور باشم هیچ وقت یادم نمی ره چطور گولم زد من برای خودم متاسفم چطور فقط با یه نوازش و بوسه خر شدم حتا می خاستم زیر خواب بشم هییی بگذریم یه دوش گرفتم موهام خوشک کردم که صدای گریه های مامانم بلند شد ترسیدم قلبم تند تند میزد باز بابام مست کرده بود باز قمار باخته بود آمد بود درد شو سر مامان خالی می کرد
کوک: وقتی از خواب بیدار شدم عصر بود یه دوش گرفتم موهام خوشک کردم حالت دادم عطرم زدم لباس شیک پوشیدم رفتم بار باید جنس تحویل می گرفتم جدا از اون اون دختر میا اومم بد چشمم گرفته یه جوری دیگه ست اصلا باید پیداش کنم .. از فکر خیال آمدم بیرون رفتم داخل همه ازم می ترسیدن حتی از اسمم چون من رحم نداشتم به صف شدن بدون توجه به کسی رفتم پشت میز نشستم اون کسی که جنس برام آوردع بود امد سمتم. نامجون فرستادم بره باهاش بار چک کنه ویسکی می خوردم نگاهم خورد به پدر میا اون خوب می شناختم الان بهتر ین فرصت بود تا اون دختر برای خودم کنم
بهش اشاره کردم گفتم قمار از خدا خواسته قبول کرد. دخترش وسط گذاشت منم همین می خاستم. برنده شدم پوزخند پیروز مندان زدم اونم با یادگار رفتن تا اون دختر ببرن عمارت هرچه زودتر بهتر باید مال من می شد
(پرش به خونه میا)
مادر میا : نه لطفا چیکارت کرده بود چرا این کارو کردی ... گریه
پدر میا :خف شو ..عربده
میا : سر مامان داد نزن .. ترسید ولی نشون نمی ده
پدر میا: ساکت بردار گمشو بیرون .... عربده
میا: پدر حداقل یک بار فقط یک بار می زاشتی منم مزه خانواده. پدر داشتن بچشم چیکار کردم مهم نیست اینم روش
ادمین : با بادیگارد رفتن عمارت ترس کل وجود دخترک گرفته بود نمی دونست چی در انتظارش که پسرک داستان روی کاناپه نشسته بود ویسکی می خورد. بلند. گفت
کوک: بلاخره آمدی جای که باید باشی
میا:تو تو کی هستی
کوک:چقدر زود بیمار تو فراموش کردی خانم دکتر
میا : جونگکوک توی ؟
کوک: نه یکی دیگه ام از کرم زیاد این اسم گذاشتم رو خودم
میا:از جونم چی می خای سواستفاده کردی بس نبود که الان گروگان گرفتی
کوک:پوزخند زدم رفتم سمتش گفتم تور می خام
میا:ازت متنفرم ...(از خدا تم باشه )
کوک:کارم عاشق کردن ه
میا: بزار برم دست از سرم بردار
کوک:نوچ نوچ من هنوز باتو یکی کار دارم تو دیگه مال منی جای هم حق نداری بری ... جدی
میا:,نیستم ..نیستم نیستم .. بلند
کوک:عصبی شدم زدم تو گوشش گفتم نشونت میدم گستاخی یعنی چی می فهمی مال کی هستی
میا:با بغض نگاه کردم دستم گرفت عصبی می کشیدم ترس کل وجود م گرفته بود گریه می کردم هیچ فایده ای نداشت اون بد تر میشد
پارت ۷فردا میزارم 🎊😇💗
میا : عصر بود دیگه خسته کوفته برگشتم خونه همش کار می کردم تا از. فضای خونه دور باشم هیچ وقت یادم نمی ره چطور گولم زد من برای خودم متاسفم چطور فقط با یه نوازش و بوسه خر شدم حتا می خاستم زیر خواب بشم هییی بگذریم یه دوش گرفتم موهام خوشک کردم که صدای گریه های مامانم بلند شد ترسیدم قلبم تند تند میزد باز بابام مست کرده بود باز قمار باخته بود آمد بود درد شو سر مامان خالی می کرد
کوک: وقتی از خواب بیدار شدم عصر بود یه دوش گرفتم موهام خوشک کردم حالت دادم عطرم زدم لباس شیک پوشیدم رفتم بار باید جنس تحویل می گرفتم جدا از اون اون دختر میا اومم بد چشمم گرفته یه جوری دیگه ست اصلا باید پیداش کنم .. از فکر خیال آمدم بیرون رفتم داخل همه ازم می ترسیدن حتی از اسمم چون من رحم نداشتم به صف شدن بدون توجه به کسی رفتم پشت میز نشستم اون کسی که جنس برام آوردع بود امد سمتم. نامجون فرستادم بره باهاش بار چک کنه ویسکی می خوردم نگاهم خورد به پدر میا اون خوب می شناختم الان بهتر ین فرصت بود تا اون دختر برای خودم کنم
بهش اشاره کردم گفتم قمار از خدا خواسته قبول کرد. دخترش وسط گذاشت منم همین می خاستم. برنده شدم پوزخند پیروز مندان زدم اونم با یادگار رفتن تا اون دختر ببرن عمارت هرچه زودتر بهتر باید مال من می شد
(پرش به خونه میا)
مادر میا : نه لطفا چیکارت کرده بود چرا این کارو کردی ... گریه
پدر میا :خف شو ..عربده
میا : سر مامان داد نزن .. ترسید ولی نشون نمی ده
پدر میا: ساکت بردار گمشو بیرون .... عربده
میا: پدر حداقل یک بار فقط یک بار می زاشتی منم مزه خانواده. پدر داشتن بچشم چیکار کردم مهم نیست اینم روش
ادمین : با بادیگارد رفتن عمارت ترس کل وجود دخترک گرفته بود نمی دونست چی در انتظارش که پسرک داستان روی کاناپه نشسته بود ویسکی می خورد. بلند. گفت
کوک: بلاخره آمدی جای که باید باشی
میا:تو تو کی هستی
کوک:چقدر زود بیمار تو فراموش کردی خانم دکتر
میا : جونگکوک توی ؟
کوک: نه یکی دیگه ام از کرم زیاد این اسم گذاشتم رو خودم
میا:از جونم چی می خای سواستفاده کردی بس نبود که الان گروگان گرفتی
کوک:پوزخند زدم رفتم سمتش گفتم تور می خام
میا:ازت متنفرم ...(از خدا تم باشه )
کوک:کارم عاشق کردن ه
میا: بزار برم دست از سرم بردار
کوک:نوچ نوچ من هنوز باتو یکی کار دارم تو دیگه مال منی جای هم حق نداری بری ... جدی
میا:,نیستم ..نیستم نیستم .. بلند
کوک:عصبی شدم زدم تو گوشش گفتم نشونت میدم گستاخی یعنی چی می فهمی مال کی هستی
میا:با بغض نگاه کردم دستم گرفت عصبی می کشیدم ترس کل وجود م گرفته بود گریه می کردم هیچ فایده ای نداشت اون بد تر میشد
پارت ۷فردا میزارم 🎊😇💗
- ۹۰
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط