گفتم ای دل نروی

گفتم ای دل، نروی...
خار شوی، زار شوی...
بر سرِ آن دار شوی...
بی بَر و بی بار شوی...

نکند دام نهد...!!!
خام شوی، رام شوی...
نپَری جلد شوی...
بی پر و بی بال شوی..

نکند جام دهد...!!!
کام دهد، ازلب خود وام دهد...
در برت ساز زند، رقص کند،
کافر و بی عار شوی...

نکند مست شوی...
فارغ از این هست شوی...
بعد آن کور شوی...
کر شوی، شاعر وبیمارشوی...

نکُنَد دل نکَنی.....!!!
دل بکَنَد،
بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد...
برود در بر یار دگری...
صبح که بیدارشوی!!!
دیدگاه ها (۶)

درگیر دلت بودم و این رسم وفا نیستدر پاسخ احساس دلم،ظلم روا ن...

زیـرِ بـاران بـاشـی و یـک اسـتـکـانِ چـایِ داغدر کنارش یک ...

امشب غزل با نام  باران مینویسمباجوهر اشک  فراوان مینویسمامشب...

بر مزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهدناله هایت بوی عشق و بوی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط