{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

**

**

مادرم از قبيله­ی سبز نحابت بود

چادری از بريشم ايمان به سر داشت

پيشاني­اش به مطلع عاشقانه­ترين غزل خدا می­ماند

که من هر روز

آن را

با زبان عاطفه زمزمه می­کردم

و آن­گاه با تمام ايمان درمی­يافتم

شعر خدا يعنی چی.
دیدگاه ها (۱)

مگو «شرط دوام دوستی، دوری است»؛ باور کن همین یک اشتباه، از ...

پایان رنج‌ها بافنده‌ای تمام عمر ترنج و ابریشم می‌بافت گل...

تناسخ از میان همه روزها اگر روزی طوفانی بمیری بسا باز به ...

میتوان حقیقتی را دوست نداشت ، اما نمیتوان منکر آن شد. ژان ژا...

نوشته بود:⁨⁨⁨⁨دومین تاثیرپذیری من از شعر فارسی احتمالا یک عص...

شهادت معشوق ماستعشق یعنی کوچه کوچه انتظار رؤیت خورشید در باغ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :ماجرای حذف سلام در تما...

پوچی بی انتها پارت ۳

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

سلام بر معلم شهیددرود خالصانه ام نثار تو باد ای معلم شهید که...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت دوازدهم 𓆪ات چند لحظه به جیمین خیره مان...

▪️امام باقر علیه‌السلام در زیارت اربعین درباره سیدالشهدا علی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط